شناسایی و مدیریت تلفیقی علفهای هرز مزارع ایران
 

تريفلورالين (ترفلان)                                                                        

 

علف كش انتخابي بصورت پيش رويشی                                                    

جهت مبارزه با علفهاي هرز پهن برگ و كشيده برگ در مزارع لوبيا ، كاهو ، گل كلم ، خيار ، جعفري ،نخودفرنگي ،فلفل و گوجه فرنگي قبل از كاشت و نشاء محصول اصلي بكارميرود .همچنين در مزارع چغندرقند ، زيره كاري ، سويا ، پنبه و كلزا مصرف مي شود .این محصول بر روی علف های هرز سوروف , ارزن وحشی , قیاق , اویارسلام , انواع یولاف , تاج خروس ,گندمک , سلمه , گزنه , خرفه , هفت بند , شور ,پنیرک , غوزک , گاو پنبه و پیچک مؤثر است . این علف کش تأثیر مطلوبی روی تاجریزی ندارد .

 

ترفلان برای زنبور عسل خطرناک نمی باشد ولی برای ماهیها مسموم کننده است .دوام این سم در خاک 6 تا 8 ماه است .

  نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:3  توسط محمد روزخوش  | 

اکسی فلورفن آریا 24% ئی­ سی

 

    اکسی فلورفن علف­کش سیستمیک از ترکیبات دی­ فنیل­ اترها است، که با دوام طولانی در خاک، طیف وسیعی از علف­های هرز پهن­ برگ و باریک ­برگ را به صورت پس­ رویشی در مزارع پیاز کنترل می­ کند. اکسی­ فلورفن از طریق برگها جذب گیاه می­ شود. دوام آن در خاک حدود 30 روز است، که طول این مدت به شدت نور، درجه حرارت و نوع خاک بستگی دارد. برای دوام بیشتر این علف­کش، نور کم و دمای پایین لازم است. برای اخذ نتیجه بهتر، اکسی­ فلورفن را در مراحل اولیه رویش علف­های هرز مصرف نمائید. میزان آب برای تهیه محلول اکسی­ فلورفن، 300-500 لیتر در هکتار است. رطوبت خاک برای تاثیر اکسی­ فلورفن لازم است. بنابراین آبیاری به موقع یا باران برای این منظور مورد نیاز خواهد بود.

 

 

نام محصول

 

نوع علف هرز

 

مقدار مصرف

 

زمان مصرف

پیاز

 

انواع گونه ­های پهن­ برگ و باریک ­برگ

 

 

 

  2لیتر در هکتار

 

یک نوبت: زمانی­که علف­های هرز 2-4 برگی باشند

یا دو نوبت: در هر نوبت0.75 لیتر در هکتار به  فاصله 18 روز

 

اکسی فلورفن با نسخه متخصصین گیاهپزشک و فقط در موارد مشروح فوق می­ بایست به کار برده شود.

اکسی فلورفن به غير از علف­هاي هرز مزارع پیاز توصيه نمي ­شود.

  نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:58  توسط محمد روزخوش  | 

گل جالیز:

انگل های گل دار یکی از مشکلات مهم کشاورزی در اغلب نقاط جهان به شمار می روند . آنها میتوانند تمام محصولات مزرعه را به نابودی بکشند . علاوه بر این به دلیل تولید بذر فراوان ، موجب آلودگی شدید مزارع می شوند و از نظر دوام اعجاب برانگیز بذرشان در خاک ، زمین را برای مدت طولانی از حیز انتفاع خارج و کشاورزان را مجبور به کشت گیاهانی میکنند که احتمالا از نظر اقتصادی مطلوب آنها نیست.

از میان گیاهان انگلی گل دار ، گل جالیز یکی از انگل هایی است که به محصولات جالیزی ، صیفی جات ، یونجه ، باقلا و سیب زمینی خسارت شدیدی وارد میکند . این انگل با اتصال به ریشه گیاهان ، آب ، مواد معدنی و مواد قندی مورد نیازخود را دریافت میکند و باعث ضعیف شدن محصول میزبان میشود در ایران 30 گونه گل جالیز وجود دارد و روی میزبان هایی نظیر کدو ، طالبی ، خربزه ، هندوانه ، خیار ، توتون ، گوجه­فرنگی ، سیب زمینی ، بادمجان ، یونجه ، شنبلیله ، زیره ، آفتابگردان ، کنجد ، اطلسی ، حسن یوسف و تعداد دیگری ازگیاهان زراعی مشاهده میشود .

 میزبانان انگل موادی از خود ترشح می کنند که باعث تحریک جوانه زنی بذر گل جالیز می شود . علاوه بر این ماده محرک ، شرط دوم جوانه زنی انگل ، دمای مناسب بین 20 تا 25 درجه سانتیگراد است و نبود هر یک ، مانع از رشد انگل خواهد شد .

این انگل که فاقد کلروفیل است از نظر تهیه هیدروکربن ها وابستگی کامل به میزبان دارد و نیاز خود را از طریق آوندهای چوب و آبکش میزبان تامین می کند . علاوه بر آن ، مواد معدنی و مواد سنتز شده را از میزبان می گیرد .

تکمه و ساقه گل جالیز در مرحله زیر خاک ، مواد کربوهیدرات را انباشته می کنند و در نتیجه به منبع ذخیره بزرگی برای تغذیه گیاه انگل تبدیل می شوند . بدین شکل وقتی گیاه انگل از خاک خارج می شود ، تقریبا اثر چشمگیری روی ریشه گیاه میزبان گذاشته است .

رشد ساقه های گل جالیز در خلال مرحله خروج از خاک بسیار سریع است و همین امر باعث فقدان کربوهیدرات ها در ریشه میزبان می شود . تشنگی در گیاه موجب بسته شدن روزنه ها و در نتیجه کاهش جذب گازکربنیک میشود که در نهایت فتوسنتز را کاهش می دهد . گل جالیز اغلب موجب مرگ قسمت های انتهایی ریشه ، درست بعد از محل اتصال انگل ها می شود .

 

کنترل گونه های گل جالیز:

الف ) مبارزه زراعی و مکانیکی

. 1 کندن با دست

کندن ساقه های گل دهنده این انگل از خاک ، راحت ترین روش است که کشاورزان تمایل بیشتری به آن دارند ، اما درگونه های مثل orobance. minor که گونه هایی بزرگ ، غیر منشعب و با ساقه های ضخیم هستند ، این عمل به راحتی در لابلای محصول انجام میشود ؛ اما در گونه های کوچک و منشعب مثل orobance . ramose این کار وقت گیر و مشکل است . بوته های کنده شده انگل باید از مزرعه خارج و معدوم شوند تا بذر آن با باد و سایر عوامل منتشر نشود .

دفعات لازم برای کندن بوته های گل جالیز ، وقتی که هدف ، جلوگیری از بذر دهی باشد ، بسته به رسیدن و ریزش بذر متفاوت است . معمولا بذرها یک هفته پس از باز شدن گل ها می رسند و یک هفته بعد هم میریزند ؛ از این رو کندن بوته ها باید هردوهفته یکبار انجام شود . کندن گل جالیز ضررهایی دارد ، مثلا در نتیجه ارتباط مستقیم انگل با محصول ، به بوته های محصول آسیب میرسد و حتی ممکن است باعث کنده شدن آنها شود .

. 2 تناوب و کشت هر گیاه غیر میزبان می تواند برای جلوگیری از تولید بذر جدید موثر باشد . تعدادی از گیاهان محرکی که برای گونه های مختلف جالیز تشخیص داده شده اند ، عبارتند از :

o.crenata برای سورگوم و جو

ramosa برای لوبیا ، سورگوم ، ذرت و خیار

o. crenua برای سورگوم ، فلفل قرمز ، یونجه ، سویا و نخود

3 .  تهیه زمین

یکی از اقداماتی که در تهیه زمین برای کشت گیاه صورت می گیرد ، شخم عمیق با گاو آهن برگردان دار است که میتواند برای کنترل گل جالیز در آلودگی های اولیه موثر باشد .

4 .  غرقاب

غرقاب ، روش مهمی برای کاهش جمعیت انگل محسوب می شود.

5.  آفتاب دهی

آفتاب دهی یعنی پوشاندن سطح با نایلون به منظور جمع شدن حرارت در زیر پوشش پلاستیکی در حدی که برای بذر و سایر عوامل زنده ، کشنده باشد . عوامل موفقیت برای این کار رطوبت خاک ، گرمای زیاد هوا و مدت کافی تابش آفتاب است .

6 . تاریخ کاشت

مقدار الودگی ، به میزان زیاد تحت تاثیر زمان کاشت است . هر چه تداخل دوره زندگی گیاه با دوره زندگی گل جالیز در یک فصل زراعی کمتر باشد ، خسارت به محصول کمتر است ؛ به ویژه وقتی که کشت طوری انجام شود که تداخل در انتهای فصل باشد . به عنوان مثال ، کشت زود هنگام سیب زمینی در اسفند یا اوایل بهار می تواند خسارت گل جالیز را به شدت کاهش دهد ، زیرا گل جالیز در انتهای فصل رشد سیب زمینی می روید ؛ اما هر چه کشت دیرتر باشد ، به دلیل تداخل بیشتر گل جالیز با گیاه اصلی ، این خسارت بیشتر میشود .

7. استفاده از ارقام مقاوم

استفاده از ارقام گیاهان مقاوم یا متحمل در برابر انگل گل جالیز از سال ها پیش شروع شده و میتوان گفت یکی از بهترین راههای کنترل است . روشهای مختلفی در گیاهان مقاوم یا متحمل به گل جالیز وجود دارد که بسیاری از آنها ناشناخته است ، مثلا سخت شدن ریشه بعضی از ارقام آفتابگردان که مانع از نفوذ مکینه ها میشود.

ب ) مبارزه شیمیایی

بهترین راه کنترل انگل ، ضدعفونی کردن خاک است .

1. سموم تدخینی

سموم تدخینی ترکیباتی هستند که بسیار فرارند و می توانند به داخل خاک نفوذ کنند و برعکس علف کش های معمولیکه تنها بذرهای جوانه زده را از بین می برند ، بذرهای جوانه نزده را هم نابود می کنند .

علف کش های خاک مصرف و پس رویش می تواند باعث کنترل بعضی از گونه های گل جالیز مانند o.crenata و o.crenuaشود .

  نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:47  توسط محمد روزخوش  | 

مکانیزم بیوشیمیایی علفکش دیورون

تعریف علف هرز و علفکش

علف هرز گیاهی است که در جایی ناخواسته می روید و یا گیاهی است در غیر از محل خود. بنابراین، گیاه چاودار درمزرعه گندم و همینطور گیاه ذرت در مزرعه بادام زمینی ،علف هرز بشمار می ایند.

 مهمترین زیانهای ناشی از علفهای هرز شامل: کاهش عملکرد زراعی و دامی، استفاده اندک بازده از زمین، افزایش هزینه کاشت ،داشت و برداشت ،کاهش ارزش زمین، افزایش هزینه کنترل حشرات و بیماریهای گیاهی ،تولید محصولات نامرغوبتر، کاهش بازده انسان، افزایش مشکلات در مدیریت اب می باشد.

تاریخچه کنترل علفهای هرز

انسان در صده های پیاپی با دست،با چوب نوک تیز و کج بیل با علفهای هرز مبارزه کرده است.نمک دریا احتمالا نخستین ماده شیمیایی بود که برای کشتن گیاه بکار رفت. در حدود سال 1900، از مواد شیمیایی خالص برای کنترل انتخابی علفهای هرز استفاده شد. استفاده از علفکشهای انتخابی در سال 1947، پس از کشف تو،فور-دی، در مقیاس گسترده ای اغاز شد.

طبقه بندی علفهای هرز بر اساس چرخه زندگی

علفهای هرز یکساله: علفهای هرز یکساله که به دو دسته تقسیم می شوند : یکساله های تابستانه مثل تاج خروس ،دم روباهی وسلمه تره و یکساله های زمستانه مثل کیسه کشیش و گل گندم.

علفهای هرز دو ساله: از علفهای هرز این گروه می توان علف ماهور و کنگر صحرایی دو ساله را نام برد.

علفهای هرز چند ساله: از این گروه می توان به اویار سلام ، پیچک صحرایی و پنجه مرغی ،که از مهمترین علفهای هرز سمج می باشند، اشاره کرد.

علفکش

ماده شیمیایی که برای کنترل علفهای هرز بکار می رود علف کش نامیده می شود. علفکشها مواد شیمیایی اند که از توسعه رشد گیاه جلوگیری می کنند . انها بطور وسیع در کشاورزی ،مناطق صنعتی و شهری برای مدیریت علف هرز استفاده می شوند.با این وجود استفاده نا مناسب علفکشها می تواند به محصولات اسیب وارد کند، باعث تخریب محیط زیست و تهدیدی برای استفاده کننده و هر موجود زنده ای که در معرض سم قرار دارد، باشد. دانستن اینکه علفکشها چطور کار می کنند به شناخت ما در طرز استفاده انها و تشخیص نشانه های اسیب انها کمک می کند.بهترین منبع اطلاعاتی برای طرز استفاده علفکشها توجه به برچسب روی انها می باشد.

علفکشها گیاهان را به طرق مختلف از بین می برند. مثلا باید در تماس با علف هرز مورد هدف باشد، بوسیله علف هرز جذب شود، به مکان اثر روی علف هرز برود، روی سطوح بقدر کافی در مکان اثر جمع شود تا گیاه هدف را نابود کند و یا مانع رشد ان شود.

نحوه عمل علفکشها شامل جذب در گیاه، انتقال یا حرکت در گیاه، متابولیسم علفکش، و واکنش فیزیولوژیکی گیاه می شود.

طبقه بندی علفکشها

علفکشها ممکن است بر طبق خاصیت انتخابی(غیر انتخابی ،کنترل کننده باریک پهن ها ،کنترل کننده برگ پهن هاو...)، زمان کاربرد(ترکیب قبل ازکاشت گیاه، قبل از جوانه زنی، و یا بعد از جوانه زنی)، انتقال در گیاه(تماسی یا سیستمیک)، ماندگاری و یا مکان عمل طبقه بندی شوند.

علفکشهای انتخابی قادرند گیاه خاصی را بدون تاثیر بر دیگر گیاهان از بین ببرند.علفکشهایی که رشد بیشتر گونه های گیاهی را متوقف می کنند و یا انها را از بین می برند علفکشهای غیر انتخابی می باشند. گلایفوست و پاراکوات به علفکشهای غیر انتخابی مشهورند. D-4،2 نیز بعنوان یک علفکش انتخابی می باشد که روی علفهای پهن برگ موثر است.

واکنشهای بیوشیمیایی نسبت به علفکشها

نخستین محل عمل بیوشیمیایی ،واکنش متابولیکی ساده ای است که در مقایسه با سایر واکنشها در غلظت کمتری از علفکش ، تحت تاثیر قرار می گیرد یا به عبارت دیگر نخستین واکنش است که در غلظت کم تحت تاثیر علفکش واقع می شود . سایر واکنشهایی که در غلظتهای بالاتر علفکش متاثر می شوند ویا در همان غلظت کم در مدت طولانی تر تغییر می یابند طیبعتا بعنوان محل عمل ثانویه در نظر گرفته می شوند. علفکشهایی که نخستین محل عمل انها موجب جلوگیری از تولید ترکیبات پر انرژی ، مثلا ATPمی گردند، بسرعت از بسیاری واکنشهای دیگر که به انرژی نیاز دارند نیز جلوگیری می کنند. بازدارنده های فتوسنتز و فسفوریلاسیون اکسیداتیو، ترکیباتی از این نوع هستند.

(مورلند1967)واکنشهای بیو شیمیایی به علفکشها را تحت سه عنوان گزارش کرده است: 1- تنفس و انتقال الکترون بوسیله میتوکندری ،2- فتوسنتز و واکنش هیل،3- متابولیسم اسید نوکلئیک و ترکیب پروتین. این سه موضوع عنوان شده بیشتر واکنشهای بیوشیمیایی در واکنش گیاهان به علفکشهای جدید را در بر می گیرد.

تنفس و انتقال الکترون بوسیله میتوکندری

شواهد حاکی از این است که تنفس در میتوکندری رخ میدهد که شامل سه مرحله است :1-گلیکولیز(تبدیل قندها به اسید پیرویک ) ،2-چرخه اسید تری کربوکسیلیک (متابولیسم اسید پیرویک به دی اکسید کربن به وسیله مجموعه ای ازاسید های الی) و 3-فسفریلاسیون اکسیداتیو و انتقال الکترون (انتقال الکترون ها از اسید های الی به ATP). گلیکولیز در درون سیتو پلاسم انجام می شود در حالی که چرخه اسید تری کربوکسیلیک،فسفریلاسیون اکسیداتیو و انتقال الکترون در داخل میتوکندری رخ میدهد .مرحله 2 و 3 در ارتباط نزدیک با یکدیگر هستند. اغلب علفکشهایی که بر تنفس تاثیر دارند در  سطح میتوکندری عمل میکنند، البته گزارش شده است که برخی از انها (D-2،4و دالاپون) گلیکولیز را تغییر می دهند. مواد شیمیایی که عمل میتوکندری ها را تغییر می دهد ممکن است: 1- باعث عدم اتصال واکنشهایی که مسئول سنتز ATPهستند بشوند،و یا 2- با انتقال الکترون وحمل انرژی تداخل ایجاد کنند.

فتوسنتز و واکنش هیل در علفکشهای اوره

علف کش هایی که از فتو سنتز جلوگیری می کنند در ابتدا با واکنشهای نوری در عمل،تداخل ایجاد می کنند اما این تداخل باتثبیت گازکربنیک و بدلیل فقدان فراورده هایی واکنشهای نوری که برای انجام واکنشهای تاریکی ضروری است کاهش می یابد. مطالعات کوک نشان داد که علفکشهای نوع اوره ، در واکنش هیل دخالت می کنند. تریازین ها مثل اترازین، در انتقال الکترونها بین الکترون پذیر اولیه و فتوسیستم اختلال ایجاد می کنند. لذا انتقال الکترونها به پلاستوکینین جلوگیری می کند.ممانعت از فتوسنتز از تشکیل شیره پرورده جلوگیری می کند ؛ با این وجود اثرات علفکش بسیار سریع اتفاق می افتد و نمی توانیم انرا از اثرات گرسنگی گیاه بدانیم. زرد شدن برگها بعلت از بین رفتن کلروفیل توسط نور است . دلیل این امر این است که الکترونها چون نمی توانند از طریق سیستم انتقال الکترون عبور کنند و از طرفی رنگدانه های کاروتنویید هم در اثر این علفکشها اکسیده شده اند ،انرژی این الکترونها از کلروفیل به اکسیژن منتقل شده واین باعث تشکیل رادیکالهای اکسیژن می شود که برای غشاهای گیاهی بسیار کشنده است (ارنتسن ودودج1982). به این طریق محتویات داخل سلول خارج شده و بافتهای گیاه خشک می شوند. دیوران انتقال الکترون بین نخستین گیرنده الکترون ،Qو پلاستوکینون(PQ)رامتوقف می سازد و یک بازدارنده انتقال الکترون محسوب می شود. سایر علفکشهایی که بازدارنده انتقال الکترون می باشند عبارتند از:تریازین ها ، اوراسیل ها، و بیس-کارباماتها.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مختصری در خانواده اوره:

نحوه عمل علفکشهای خانواده اوره:

درعلفکش های اوره ای اشکار می شود که این ترکیبات بوسیله ریشه و بدنبال جذب ان موثرند،انها به قسمتهای بالای گیاهان بوسیله جریان تعرق جابجا می شوند . این نشان می دهد که تاثیر انها باید به نسبت تعرق وابسته باشد و مینشال (1945 و 1957) درستی این را ثابت کرد. تحقیقات بعدی روی تاثیرات شدت نور(مینشال 1957 ، اشتون،1965) نشان داد که نور روی میزان علفکشهایی که به برگها می رسد و نیز روی فیتوتوکسیتی انها تاثیرات زیادی دارد؛ دماهای بالا و رطوبت پایین بطور یکسان عمل می کنند مانند شدت نور بالا(شیتز،1961).

ون اورچات از مهارکننده های واکنش هیل در مطالعه روی علفکشهای انتخابی استفاده کرده است و همچنین تاثیر تعرق گیاهان لوبیا روی مهارکننده های فتوسنتزی بوسیله تعدادی از ترکیبات بکار رفته در ریشه را مورد مطالعه قرار داده است؛گیاهان با دیوران،سیمازین ،ایزوسیل، وفنوران در مواد غذایی تیمار شدند (ون اورچات ،1970).او دریافت که کاهش در فتوسنتز در نسبتهای تعرقی بالا سریعتر رخ می دهد.

علائم مسمومیت ناشی از علف کش های خانواده اوره عمدتا در برگ ها قابل مشاهده می باشند.معذالک در بعضی موارد تغییرات در بافت های غیر فتوسنتزی بوجود می آید. علائم مسمومیت در برگ ممکن است حاد یا مزمن باشد.علائم حاد با غلظت های نسبتا بالای علف کش در برگ همراه هستند ودر مدت چند روز ظاهر می گردند. در ابتدا نواحی سبز روشن ظاهر می شوند. این نواحی سپس ظاهری آبکی پیدا می کنند و سر انجام حالت نکروزه شده ای پیدا می کنند.علائم مزمن در غلظت های کم علف کش ایجاد می شوند و برای تکامل به چندین روز وقت نیازمند هستند. این علائم مزمن شامل پژمردگی برگ ها، ظهور لکه های نقره ای و خاکستری کم رنگ و زرد شدگی سریع می باشند. در برگ باریک ها، این علائم از نوک برگ شروع می شود و به طرف قاعده برگ پیش می رود. همچنین نوع دومی از زرد شدگی ممکن است بوجود آید که به نوعی زرد شدگی جزئی اطلاق می شود که در آن برگ ها منحصرا از نقطه نظر رنگ ، روشن یا سبز مایل به زرد می شوند. احتمالا این نوع زرد شدگی جزئی در اثر غلظت های خیلی کم علف کش ایجاد می گردد. همچنین علف کش های خانواده اوره نشان داده اند که مانع رشد بافت های غیر فتوسنتزی می شوند، معذالک ، این حالت، معمولا به غلظت های زیاد نیازمند است.

اکثر علف کش های خانواده اوره به آسانی توسط ریشه جذب شده و سریعا از طریق سیستم آپوپلاستی به بخشهای بالایی بوته منتقل می شوند. با استعمال این ها روی برگ ها نیز در صورتی که از برگ تیمار شده خارج شوند، به مقدار کم انتقال به صورت آپوپلاستی صورت می گیرد. البته، مقدار واقعی علف کش جذب شده و انتقال یافته از ریشه به قسمت هوایی به مقدار زیاد بسته به ترکیبات مختلف فرق می کند، بعلاوه، اختلافات از نقطه نظر جذب و انتقال در گونه ها در رابطه خصوصیات علف کش های خانواده اوره در حدی می باشد که کاربرد آنها به صورت انتخابی را در مزارع خاص ممکن سازد.

علف کش های خانواده اوره در گیاهان عالی مورد تجزیه قرار می گیرند. البته ، یک علف کش معین ممکن است با سرعت های متفاوتی در گونه های مختلف تجزیه شود. این موضوع مبنای موارد خاص کاربرد علف کش های خانواده اوره بصورت انتخابی می باشد. دمتیلاسیون مکانیزم عمده غیر سمی شدن علف کش های خانواده اوره می باشد. یک سیستم آنزیمی میکروزومی ایزوله و استخراج شده است که قادر به انجام عمل متیلاسیون روی علف کش های خانواده اوره می باشد. اکسیژن مولکولی و NADPHو NADHعوامل همراه لازم برای این واکنش می باشند. همچنین دمتوکسیلاسیون روی ترکیباتی که حاوی گروه متوکسی هستند،صورت می گیرد. متعاقب انجام دالکیلاسیون، مولکول حاصله ممکن است مورد عمل هیدرولیز قرار گیرد، که خود متضمن دو عمل دآمینزاسیون و دکربوکسیلاسیون می باشد و تولید آنیلین مربوطه را می نماید. این آنیلین تولید شده ممکن است برای تولید نیتریت مورد اکسیداسیون قرار گیرد. هیدروکسیلاسیون حلقه ترکیب مادر ، مانند شکل دالکیله آن ، تولید ترکیباتی می کند که مورد اتصال با گلوکز در محل گروه استخلاف شده هیدروکسیل قرار می گیرند.

بطورکلی ممانعت از انجام فتوسنتز بعنوان محل انجام فعالیت عمده علف کش های خانواده اوره مورد تایید قرار گرفته است. این عمل در رابطه با مسدود نمودن انتقال الکترون بین کوئینون (Q اولین پذیرنده الکترون در فتوسیستم2)و پلاستوکوئینونPQمی باشد، این عمل باعث جلوگیری از تشکیل ATP و NADPHکه برای تثبیت گازکربنیک لازم است، می گردد. البته،تعدادی از محققین معتقدند که این مسئله بیانگر علائم مسمومیت وابسته به نور ناشی از علف کش های خانواده اوره نمی باشند. به عبارت دیگر، گیاهان منحصرا متحمل گرسنگی ناشی از فقدان مواد فتوسنتز نمی شوند. در عوض مواد ثانویه سمی که تشکیل می گردند، واکنش های مربوط به کاروتنوئیدهای محافظ تغییر پیدا می کنند، و واکنش های فتواکسیداتیو تخریب کننده رنگدانه ها متضمن تکامل علائم مسمومیت این دسته از علف کش ها دانسته شده اند.

 

 

 

تاثیر متقابل علفکشهای اوره در خاک

 

 

مختصری راجع به علفکش دیوران

   The use of herbicides to kill unwanted plants is widespread in modern agriculture. Many different classes of herbicides have been developed, and they act by blocking amino acid, carotenoid, or lipid biosynthesis or by disrupting cell division. Understanding the mode of action of herbicides has been an important tool in research on plant metabolism and has facilitated their application under different agricultural practices (Ashton and Crafts 1981). Here, the chemical structure of two herbicides that block photosynthetic electron flow are shown. DCMU is also known as diuron. Paraquat has acquired public notoriety because of its use on marijuana crops.

نحوه عمل علفکش دیوران

لی و النیکی(1972) گزارش کرده اند که دیوران باز شدن روزنه در سویا را تحریک میکند و چنین اظهار می دارند که این خود معلول افزایش غلظت دی اکسید کربن در فضاهای بین سلولی در نتیجه متوقف شدن فتوسنتز میباشد.

در جلبک سبز تک سلولی Euglena gracilisو Chlorella pyrenoidosa ،فلومتیوران محتوای کلروفیل را کاهش میدهد (سیکا و پرامر 1967)، درغلظت 9-10 تا 6-10 مول دیوران کاهش معنی داری در مقدار کلروفیل و تخریب کلرو پلاست ها  در یوگلنا گراسیلیز مشاهده شد.(اورال و همکاران 1977).

بعد از دو ماه مقاومت این جلبک ها به دیوران زیاد شد. کلنی های Eudornia elegans با غلظت 4-10مول دیوران کشته شدند، ودر غلظت 9-10 تا 7-10 مول، دیوران مانع رشد گردید(اور و همکاران 1976). در این غلظت های پایین تر ،جمعیتی با رشد سریع مشاهده شد که تعادل کاهش یافته ثابت ها/متحرک ها را نشان می دهد.

دیسون و همکاران (1974)یک مطالعه درون سلولی مقایسه ای روی تاثیرات مختلف اوره روی سلول های مریستمی ریشه سیر انجام دادن، دیوران، نبوران ،و مونولینوران باعث ترکیدگی پروتو پلاستها شد.           جذب و نقل و انتقال دیوران از برگ ها یا ریشه های چندین گونه نشان داده است که الگوی حرکت آن نیز عمدتا به مسیر آپوپلاستی محدود می گردد(بایر و یاماگوشی 1965،لئونارد و همکاران 1966،لئونارد و گلن 1968، مویر و همکاران1972). نیشوموتو وهمکاران (1967)با تیمار کردن نوارهای از خاک در بالا و یا پایین، محل جذب دیوران را در بذور در حال جوانه زدن مطالعه کردند.در حالی پرند یویل و همکاران(1967)، همین مسئله را با استفاده گلدان های پلاستیکی مضاعف بررسی کردند. هر دو برسی نشان دادند که دیوران عمدتا توسط ریشه ها جذب می شوند و اگر جذب بوسیله قسمت هوایی در حال سبز شدن صورت گیرد، مقدار  کمی می باشد.

استرانگ و راجرز(1971) در یافتند که دیوران نشان دار در غلظت های قابل ملاحظه ای در مجاری ترشحی لیزوژن یا غده های رنگی برگ های پنبه و در کرک ها جمع می شوند. این تجمع دیوران ممکن است عامل اصلی تحمل پنبه  نسبت به  آن باشد.

یافته های مربوط به دیوران که در بالا تشریح شد و نشان داد که دیوران عمدتا بوسیله ریشه ها و نه ساقه در حال سبز شدن جذب می شود.کامپر و مورلند (1971)با کار برد آلبومین سرم گاو موضوع اتصال دیوران با پروتئین را در آزمایشاتی به منظور یافتن تاثیر درجه حرارت ،pH ، قدرت یونی و تغییر میزان جذب پروتئین ها بر حسب مقدار مول ماده شیمیایی متصل شده به ازای یک مول پروتئین، مورد تائید قرار دادند. آنها متوجه شدند که گروه آمین آزاد شده از سرم آلبومین در امر اتصال نقش دارد. آزمایشات انجام شده با مشتقات دیوران نشان داد که ازت گروه آمید و اکسیژن گروه کربونیل در فنیل آمید، در این امر دخیل می باشند. ترکیب پروتئین ممکن است مقدار اتصالات ایجاد شده را کنترل کند، افزایش کلریناسیون حلقه فنیل با افزایش اتصال ها همبستگی دارد.

بطور کلی مشخص شده است که فتو سنتز در گیاهان سبز دارای دو واکنش نوری بنام های فتوسیستم 1 و فتو سیستم 2می باشد (شکل2_6). حساس ترین محل برای اثر علف کش های خانواده اوره نزدیک فتوسیستم 2 می باشد. البته بعضی مشاهدات، (شامل مشاهدات آساهی و ژاکندورف1963)نشان داده اند که فتوسیستم1 نیز توسط مونوران قابل ممانعت است اما برای ایجاد و ممانعت در مقایسه  با فتوسیستم 2 نیاز به غلظت های بالاتری از علف کش دارد.چون فتوسیستم 2بر فتوسیستم 1 تقدم دارد و سیستم نوری 2 در غلظت هایی که فتوسیستم1 متاثر نمی شود، کاملا ممانعت می شود. بعید است که ممانعت از انجام فتوسیستم 1 عامل در خواص علف کشی علف کش های خانواده اوره باشد.اگر چه بیشتر تحقیقات اخیر در این زمینه روی علف کش مونوران انجام شده، دیوران بخاطر ظرفیت ممانعت کنندگی بیشتری که دارد، در این اواخر به مراتب بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است.عموما دیوران به منظور ایجاد ممانعت از واکنش های فتو سیستم 2 توسط فتو بیولوژیست ها مورد استفاده قرار گرفته و بنابراین فتو سیستم 1را از فتوسیستم 2جدا می کند. امروزه این موضوع که دیوران و ساير علف کش های خانواده اوره مانع انتقال الکترون بین اولین پذیرنده الکترون(Q=کوئینون) در فتو سیستم 2 و پلاستوکوئینون میگردد، مورد قبول اکثریت واقع شده است.

   Sites of action of herbicides. Many herbicides, such as DCMU, act by blocking electron flow at the quinone acceptors of photosystem II, by competing for the binding site of plastoquinone that is normally occupied by QB. Other herbicides, such as paraquat, act by accepting electrons from the early acceptors of photosystem I and then reacting with oxygen to form superoxide, O2, a species that is very damaging to chloroplast components, especially lipids.

تعدادی از محققین چنین اظهار داشته اند که تداخل واکنش های نوری فتو سنتز و ممانعت از تثبیت گاز کربونیک منتج از آن توجه کافی برای وابستگی بروز علائم مسمومیت ناشی از علف کش های خانواده اوره به نور را ارائه نمی دهند. به عبارت دیگر، بوته ها انحصارا گرسنگی ناشی از فقدان مواد فتوسنتزی را متحمل نمی شوند. مطالعات روی رشد جلبک های کلورلا و یوگلنا نشان داده اندکه منوران در حضور نور سمی است، اما در تاریکی حتی وقتی که محیط رشد حاوی یک منبع انرژی باشد سمی نیست. ژاکندورف و آورون گزارش کرده اند که منوران و دیوران واکنش های هیل و اکثر فسفوریلاسیون های فتوسنتزی را تحت تاثیر قرار میدهد.

علامت اولیه مانع شونده های فتو سنتزی که انتقال الکترون را مسدود می کنند، کلروز می باشد. بنظر می رسد که ایجاد این حالت کلروز به سبب ناتوانی کلروفیل در پراکنش انرژی جذب شده بطور طبیعی باشد و این منجر به تخریب نوری می گردد(هیت و پاک1968b,1968a).کاروتنوئیدها برای حفظ کلروفیل از تخریب نوری عمل می کنند (اندرسون و رابرت سون1960)،کرینسکی (1966)پیشنهاد کرده است که کاروتنوئیدهای ویژه ای ممکن است انرژی تحریک شده اضافی را از کلروفیل طی یک سیکل اپوکسید حذف کرده و بنابر این کلروفیل را از اکسیداسیون های مضر حساس به نور حفاظت کنند. سیکل اپوکسید متضمن اکسیداسیون کاروتنوئید زآرانتین به مشتق نوع اپوکسید آن آنتراراتین و احیای آنزیمی آنتراراتین به زآرانتین اولیه می باشد(کرینسکی1966) . واکنش احیایی مستلزم NADPHاست. استانگر و آپلبی (1972)نشان دادند که در کلروپلاستهای تیمار شده با دیوران قبل از تجزیه کلروفیل ، کارتنوئید ها شروع به تجزیه شدن میکنند،وقتی که با عمل مسدود کننده دیوران، انتقال الکترون توسط یک ماده مصنوعی دهنده الکترون (آسکوربات بعلاوه 2و6- دی کلروفنیل ایندول فنل ،DRIP)از مسیر دیگری انجام شود حفاظت از رنگدانه ها حاصل می گردد.سیستم دهنده الکترون همچنین در حضور ماده متیل آمین هیدروکلراید ، ماده ای که بعنوان مانع شونده عمل فتوفسفوریلاسیون شناخته شده است حفاظت کاملی انجام می دهد و نشان می دهد که کمبود ATPنتیجه عمده صدمه ناشی  از دیوران نیست.آنها چنین عنوان کرده اند که دیوران با کاتالیزنمودن اکسیداسیون های کشنده حساس به نور بوسیله قطع نمودن جریان الکترون و ممانعت از تشکیل NADPH، که برای حفظ عملکرد مکانیزم حفاظتی کاروتنوئیدها  ضروری است، عمل می کند و معذالک رایدلی (1977)فرضیه استانکر و آپلبی را مورد اتقاد قرار داده و چنین اظهار میدارد که سد شدن مسیر انتقال الکترون توسط دیوران از بروز تغییرات در غشای کلروپلاست که برای انتقال انرژی تحریک شده از فتوسیستم 2 به فتوسیستم 1 ضروری می باشد، جلوگیری می کند. انرژی از کلروفیل به کاروتنوئیدها منتقل می کردد،اما انرژی ورودی بیش از آن مقداری است که بتوان بدون ایجاد زیان پراکنده شود. تخریب فتواکسیداتیو در کمپلکس های رنگدانه ای بروز می کند و سرانجام چربی ها نیز دچار تجزیه و تخریب می شود،که خود باعث تغییرات بیشتر در کمپلکس های پروتئین- رنگدانه می شود.

مشخص شده است که ساخت RNAو پروتئین در قطعات بافت ها توسط دیوران مورد ممانعت قرار می گیرد (مورلند و همکاران 1969). این عمل همچنین در سلول های ایزوله شده برگ توسط مونوران نیز صورت می گیرد(اشتون و همکاران 1977).

دیوران در تاریکی هیچ گونه اثری روی سنتز چربی ها در جلبک کلورلا نداشت. دیوران ،لینوران ، مونوران ، نبوران و سیدوران مانع فعالیت آنزیم اوره آز می شوند(مولی و همکاران 1975).این محققین پیشنهاد کرده اند که مولکول آنزیم اوره آز با اتم اکسیژن موجود در گروه کربوکسیل در علف کش های مشتقات اوره وارد واکنش می شود.

 

منابع:

1.  راشدمحصل، محمد حسن، ح.رحیمیان، م.بنایان.1374. علفهای هرز و کنترل انها(ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.

2.     غدیری، حسین.1375. اصول و روشهای علم علفهای هرز(ترجمه). انتشارات دانشگاه شیراز.

3.     Ashton, Floyd M, and et al. 1989. Mode of action of herbicides. Chapter 21

4.     www.oznet.ksu.edu

5.     www.interscience.wiley.com

6.     www.Plant Physiology.com. Online_ Mode of Action of Some Herbicides.mht

 

 

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:36  توسط محمد روزخوش  | 

نشانه های کمبود مواد غذایی در گیاهان

یافتن یک برگ یا حتی یک گیاه که تمام علایم مشخصة یک نوع کمبود را در خود داشته باشد، امری غیر معمول است. دانستن اینکه تک تک علایم چگونه به نظر می‌رسند، بسیار خوشایند است امّا این امکان وجود ندارد چرا که علایم به صورت ترکیبی با همدیگر در گیاه اتفاق می‌افتند.

بسیاری از عبارات اشاره شده در ذیل در تشریح علایم کمبود، معقولانه و بدیهی به نظر می‌رسند؛ هر چند تعدادی از آنها به معنی واقعی کمبود مواد غذایی در مزرعه به شمار می‌روند. برای مثال، اصطلاح کلروتیک که یک اصطلاح عمومی برای زرد شدن برگ‌ها به خاطر از دست دادن کلروفیل است، نمی‌تواند بدون توصیفات اضافی به کار رود، زیرا اگر کلروز سرتاسری باشد، نشانة کمبود نیتروژن، کلروز بین وریدی به خاطر کمبود آهن یا کلروز حاشیه‌ای به دلیل کمبود کلسیم می‌باشد. اصطلاح دیگری که بارها در تشریح علایم کمبود مواد غذایی به کار می‌رود، نکروتیک است که اصطلاحی عمومی برای بافت‌های قهوه‌ای شده و مرده است. این علامت همچنین می‌تواند با فرم‌های متنوعی ظهور کرده و به عنوان وضعیتی در علایم نکروتیک به شمار رود.

علایم کمبود مواد غذایی برای بسیاری از گیاهان، مشابه است، اما به دلیل تنوّع یافتن زیاد گیاهان و محیط اطرافشان، ناچار به بیان محدوده‌ای جهت علایم هستیم. به خاطر داشتن رگبرگ‌های موازی، علف‌ها و دیگر تک لپه‌ای‌ها، کلروز را به صورت سری خط‌های نواری نشان می‌دهند در صورتی که کلروز در دولپه‌ای‌ها، مشبک و بین رگبرگ‌ها به وقوع می‌پیوندد. اختلاف مهم دیگر اینکه نکروز یا کلروز حاشیه‌ای که در دولپه‌ای‌ها یافت می‌شود، در تک‌لپه‌ای‌ها، اغلب با عنوان سوختگی لبة برگ از آن نام برده می‌شود.

منیزیم

برگ‌های دارای کمبود Mg، کلروز پیش رونده‌ای بین رگبرگ‌ها، همراه با توسعة نکروز در بافت‌های به شدت کلروز شده، نشان می‌دهند. در این شکل پیشرفته، کمبود منیزیم ممکن است ظاهراً به کمبود پتاسیم شباهت داشته باشد. در کمبود منیزیم، علایم معمولاً با مناطق کلروتیک به صورت خال مانند در بافت‌های بین رگبرگ‌ها ظهور می‌یابند. بافت لامینای بین رگبرگ، بیش از دیگر بافت‌های برگ منبسط شده، یک سطح برجستة چروک شده تولید می‌کند که در نوک برجستگی‌ها از حالت کلروتیک به سمت نکروتیک شدن بافت پیش می‌رود. در برخی از گیاهان مانند براسیکا ( خانوادة خردل که مشتمل است بر سبزیجاتی از قبیل کلم بروکلی، بروسل اسپروت، کلم، گل کلم، کلارد، کلم پیچ، کلم قمری، خردل، کلزا، راتاباگا ( نوعی کلم ) و شلغم ) رنگ‌های نارنجی، زرد و ارغوانی نیز ممکن است ظهور کنند

 

منگنز

این برگ‌ها یک کلروز کوچک بین رگبرگی تحت شرایط محدودیت کاربرد Mn از خود نشان می‌دهند. مراحل اولیة کلروز که تسط کمبود منگنز ایجاد می‌شود، تا حدّی شبیه به کمبود آهن است. این علایم از یک کلروز خفیف در برگ‌های جوان و مشبک شدن رگبرگ‌ها در برگ‌های بالغ، مخصوصاً هنگامی که زیر نور قرار دارند، شروع می‌شود. همچنانکه تنش افزایش می‌یابد، برگ‌ها به رنگ فلز مانند خاکستریِ تابنده‌ای در آمده و لکه‌های تیره و مناطق نکروتیک در امتداد رگبرگ‌ها پیدا می‌شوند. همچنین یک درخشندگی ( جلوة ) مایل به ارغوانی ممکن است در سطح بالایی برگ‌ها ظاهر شود.

غلاتی از قبیل یولاف، گندم و جو، به کمبود منگنز به شدت حساس هستند. آنها کلروز خفیفی همراه با لکه‌های خاکستری که کشیده شده و به هم می‌پیوندند، نشان داده و سرانجام پژمردگی کامل برگ و مرگ آن فرا می‌رسد

مولیبدن

این برگ‌ها بعضی لکه‌های خال مانند همراه با کلروز بین رگبرگی نشان می‌دهند. یک علامت ابتدایی برای کمبود مولیبدن، کلروز سرتاسری عمومی است که شبیه به علامت کمبود نیتروژن است با این تفاوت که بدون رنگ مایل به قرمز در سطح پائینی برگ‌ها می‌باشد. این امر از نتایج تقاضا برای مولیبدن در احیاء نیترات، که به کاهیده شدن اولیه در اسیمیلاسیون به وسیلة گیاه نیاز دارد، می‌باشد. بنابراین علایم اولیه کمبود مولیبدن در حقیقت ناشی از کمبود نیتروژن هستند هر چند مولیبدن مأموریت متابولیکی دیگری در گیاه دارد و از این رو علایم کمبود آن حتی هنگامی که نیتروژن احیاء شده در دسترس است، وجود دارد. در مورد گل کلم، لامینای (لایة نازک پهنک) برگ‌های جدید، خم شده و به صورت دم شلاقی به نظر می‌رسد. در بسیاری از گیاهان، امکان ظهور بادکش در برگ‌های بالایی و لکه‌های خال دار در مناطق کلروز شده، تحت شرایط وخیم کمبود، وجود دارد. در غلظت‌های بالا، مولیبدن علامت سمّیت مشخصی دارد و آن رنگ روشن به صورت پرتقالی درخشان می‌باشد.

نیتروژن

علایم نکروتیک نشان داده شده توسط این برگ‌ها، در نتیجة کمبود نیتروژن است. همچنین یک رنگ قرمز روشن به صورت پراکنده ممکن است روی رگبرگ‌ها و دمبرگ‌ها دیده شود. تحت شرایط کمبود نیتروژن، برگ‌های بالغ پیرتر به تدریج از حالت سبز طبیعی تغییر کرده و به صورت سبز رنگ پریده در می‌آیند. همچنانکه کمبود پیشرفت می‌کند، این برگ‌های پیر به طور یکنواخت زرد می‌شوند (کلروتیک). در شرایط حاد کمبود، برگ‌ها به رنگ سفید مایل به زرد در می‌آیند. برگ‌های جوان در بالای گیاه، به رنگ سبز رنگ پریده و در اندازه‌های کوچک باقی می‌مانند.

در گیاهان اسپیندلی (دوک وار) پنجه زنی به علت کمبود نیتروژن کاهش می‌یابد. زرد شدن در کمبود نیتروژن، یکنواخت و در سرتاسر برگ همچنین رگبرگ دیده می‌شود. اگر چه در برخی موارد، نکروز بین رگبرگی به جای کلروز معمولی، در بسیاری از گیاهان دیده می‌شود. در برخی گیاهان، سطح پائینی برگ‌ها و / یا دمبرگ‌ها و رگبرگ‌ها، به صورت مایل به قرمز یا رنگ پریده در می‌آید. در برخی گیاهان، این رنگ‌ها می‌توانند کاملاً روشن باشند. همچنانکه کمبود به پیشرفت خود ادامه می‌دهد، برگ‌های پیرتر به سمت پلاسیده شدن در اثر تنش خفیف آبی پیش رفته و سریعتر از حالت معمولی پیر می‌شوند. بهبود یافتن گیاهان در اثر کاربرد نیتروژن، بلافاصله (ظرف چند روز) و تماشایی خواهد بود.

فسفر

برگ‌های دچار کمبود فسفر برخی نقاط نکروتیک نشان می‌دهند. به عنوان یک اصل کلی، علایم کمبود فسفر، خیلی واضح نیستند و بنابراین تشخیص آن مشکل است. یک علامت دیداری مهم، کوتولگی و کوتاه ماندن گیاهان است. گیاهان دچار کمبود فسفر نسبت به سایر گیاهان در شرایط مشابه اما بدون کمبود فسفر، سرعت رشد بسیار کمتری دارند. گیاهان دچار کمبود فسفر، اغلب با گیاهان جوان اشتباه گرفته می‌شوند. برخی گونه‌ها از قبیل گوجه فرنگی، کاهو، ذرت و خانوادة کلم، ساقه، دمبرگ و سطح زیرین برگ‌ها ارغوانی رنگ می‌شوند. همچنین در شرایط حاد کمبود فسفر، درخشندگی آبی ـ خاکستری در برگ‌ها پیدا می‌شود. در برگ‌های پیرتر تحت شرایط حاد کمبود، ممکن است رگبرگ‌ها به صورت مشبک مانند قهوه‌ای رنگ پریده به چشم بخورند.

گوگرد

این برگ‌ها یک کلروز سرتاسری نشان می‌دهند در حالی که هنوز به رنگ سبز باقی مانده‌اند. رگبرگ‌ها و دمبرگ‌ها، رنگی مایل به قرمز روشن نشان می‌دهند.علایم دیداری کمبود گوگرد، بسیار شبیه به کلروز پیدا شده در اثر کمبود نیتروژن هستند. با این وجود در کمبود گوگرد، زرد شدن به صورت یکنواخت در سرتاسر گیاه حتی در برگ‌های جوان وجود دارد. رنگ مایل به قرمز، اغلب در سطح پائینی برگ‌ها و دمبرگ‌ها به صورت مایل به صورتی در آمده و نسبت به کمبود نیتروژن، کمتر روشن و واضح است. در کمبودهای پیشرفتة گوگرد، آسیب به صورت قهوه‌ای رنگ شده و / یا لکه‌های نکروتیک شده، دمبرگ‌ها و برگ‌ها اغلب عمودی شده و پیچ خورده و شکننده می‌شود.

روی

این برگ‌ها یک مورد نکروز پیشرفتة بین رگبرگی نشان می‌دهند. در مراحل اولیة کمبود روی، برگ‌های جوان‌تر زرد شده و سطح بالایی برگ‌های بالغ، به صورت سوراخ سوراخ در می‌آید. همچنین مخروطی شکل شدن رایج است. همچنانکه کمبود پیشرفت می‌کند، این علایم به صورت نکروز بین رگبرگی شدیدی ظاهر می‌شود اما رگبرگ اصلی مانند مواقع ترمیم کمبود آهن، سبز باقی می‌ماند. در بسیاری از گیاهان به ویژه درختان، برگ‌ها خیلی کوچک شده، میانگره‌ها کوتاه و شبیه به حالت روزت به نظر می‌رسند.

بُر

برگ‌های دچار کمبود بر یک کلروز عمومی خفیف نشان می‌دهند. تحمّل گیاهان به تغییرات زیاد بر، به اندازه‌ای است که غلظت‌های مورد نیزا برای رشد یاه تا غلظت‌های سمّی آن برای گیاهان حساس به بر، اختلاف اندکی دارند. بر به طور ناچیز در فلوئم بسیاری از گیاهان جا به جا می‌شود، به استثنای گیاهانی که از ترکیبات قندی مانند سوربیتول استفاده می‌کنند. در تحقیقاتی تازه، حرکت بُر در گیاهان تنباکو که برای سنتز سوربیتول تحت نظر گرفته شده بودند، افزایش یافته بود و کمبود بر را در خاک بهتر تحمّل می‌کردند.

در گیاهان با انتقال کم بر، کمبود بر، باعث نکروز بافت‌های مریستمی در مناطق در حال رشد گردیده که منجر به کاهش غالبیت انتهایی شده و نمو یاه به صورت روزت باقی می‌ماند. این علایم کمبود، شبیه به علایم کمبود کلسیم می‌باشند. در گیاهانی که بر به آسانی در فلوئم منتقل می‌شود، علایم کمبود مانند کمبودهای نیتروژن و پتاسیم در بافت‌های بالغ متمرکز می‌شوند. هم مغز و هم اپیدرم ساقه‌ها ممکن است تحت تأثیر قرار گرفته که اغلب باعث پوک شدن یا زبر شدن ساقه‌ها همراه با نقاط نکروتیک روی میوه می‌شود. پهنک برگ پیچ خورده، تیره شده و اغب همراه با ترشح مواد شیرة گیاهی از آن می‌باشد. برگ‌ها فوق العاده شکننده شده و به آسانی می‌شکنند. همچنین برگ‌های جوان اغلب حتی تحت شرایط مطلوب از نظر تهیة آب، پلاسیده می‌شوند زیرا نقاط قطع شده به خاطر کمبود بر، باعث عدم انتقال آب می‌گردد.

کلسیم

در پایة برگ‌های دچار کمبود کلسیم نکروز نشان داده می‌شود. قابلیت تحرک بسیار کم کلسیم، عمده‌ترین فاکتوری است که برای بیان علایم کمبود کلسیم در گیاه به کار می‌رود. علایم کلاسیم کمبود کلسیم ممکن است شامل پوسیدن میوه‌های انتهایی گوجه فرنگی (سوختن میوه‌های بخش انتهایی گوجه فرنگی)، سوختگی لبة برگ کاهو، قلب سیاه کرفس و مرگ مناطق رشد در بسیاری از گیاهان است. همة این علایم، بافت‌های مردة نکروتیک نرمی را نشان می‌دهند که به سرعت به سمت مناطق رشد پیش می‌رود که این امر بیشتر به جابجایی کم کلسیم در بافت‌ها مربوط است تا ذخیرة کم آن در محیط خارج. گیاهانی که رشد آهسته‌تری دارند و دچار کمبود ذخیرة کلسیم هستند، ممکن است دوباره مقدار مشخصی از کلسیم را از برگ‌های پیرتر برای برقراری رشد جابجا کنند و در آنها فقط کلروز حاشیه‌ای برگ‌ها دیده شود. سرانجام این نتایج در حاشیة برگ‌ها بیشتر از نقاط دیگر برگ‌ها به وقوع می‌پیوندد و باعث تغییر شکل برگ به صورت فنجانی رو به پائین می‌شود. این علامت تا نقاط اتصال برگ به دمبرگ گسترش می‌یابد اما برگ‌ها نمی‌افتند بلکه فقط لکه‌های بافت نکروتیک شده در نوک دمبرگ ایجاد می‌شود. گیاهان تحت کمبود کلسیم مزمن، تحمل بیشتری به پژمردگی نسبت به گیاهان استرس ندیده دارند

 

کلرید

این برگ‌ها شکل غیر طبیعی همراه با کلروز بین رگبرگی واضح دارند. گیاهان به غلظت نسبتاً زیادی از کلر در بافت‌هایشان نیاز دارند. کلر در خاک بسیار فراوان بوده و در اراضی شور، تمرکز آن بالاست اما در اراضی با آبشویی بالا، ممکن است کم باشد. عادی‌ترین علایم کمبود کلر، کلروز و پژمردگی برگ‌های جوان است. کلروز در سطح صاف فرو رفتگی‌ها در مناطق بین رگبرگی پهنک برگ اتفاق می‌افتد. در موارد پیشرفته، اغلب یک حالت برنزه شده در طرف بالایی برگ‌های بالغ پدیدار می‌شود. گیاهان معمولاً به کلر مقاوم می‌باشند اما برخی گونه‌ها مانند آووکادو، میوه‌های هسته دار و انگورها به کلر حساس بوده و ممکن است علایم سمّیت را حتی در غلظت‌های کم کلروز در خاک از خود نشان دهند.

 

مس

برگ‌های دچار کمبود مس پیچیده شده و دمبرگ آنها به سمت پائین خم می‌شود. کمبود مس می‌تواند با کلروز خفیف سرتاسری همراه با فقدان فشار تورگور همیشگی در برگ‌های جوان، بیان شود. برگ‌های به تازگی بالغ شده، مشبک، رگبرگ‌های سبز همراه با مناطق سفید شده تا خاکستری مایل به سفید از خود نشان می‌دهند. برخی برگ‌ها، نقاط تُو خالی کلروتیکی نشان داده و تمایل به خمیدن به سمت پائین دارند. فرم رشدی درختان تحت شرایط کمبود مزمن مس، به صورت روزت می‌باشد. برگ‌ها کوچک و کلروتیک همراه با لکه‌های نکروتیک می‌باشند.

آهن

برگ‌های دچار کمبود آهن کلروز شدیدی در پایة برگ‌ها همراه با شبکة سبز رنگ نشان می‌دهند. عمده‌ترین علامت کمبود آهن، شروع کلروز بین رگبرگی از سمت خارج جوان ترین برگ‌هاست که به سمت داخل پیش می‌رود و در پایان، تمام سطح برگ سفید می‌شود. در مناطق سفید شده اغلب نقاط نکروتیک پدیدار می‌شود. تا وقتی که برگ‌ها هنوز کاملاً سفید نشده‌اند، در صورت کاربرد دوبارة آهن، ترمیم می‌یابند.

در فاز ترمیم، رگبرگ‌ها اولین قسمتی هستند که رنگ سبز روشن خود را به دست می‌آورند. این وضعیت ترمیمی که در مورد کمبود آهن پیش می‌آید، شاید قابل تشخیص‌ترین علامت در بین علایم کلاسیک مواد غذایی باشد. چون آهن قابلیت تحرک کمی دارد، علایم کمبود آن ابتدا در جوان‌‌ترین برگ‌ها ظاهر می‌شود. کمبود آهن، با آهک و شرایط بی هوازی خاک در ارتباط است و این وضعیت اغلب به وسیلة زیادی فلزات سنگین به وجود می‌آید.

پتاسیم

بعضی از این برگ‌ها نکروز حاشیه‌ای نشان می‌دهند (سوختگی نوک برگ). در شرایط پیشرفتة کمبود، نکروز در فضاهای بین رگبرگی رگبرگ اصلی همراه با کلروز بین رگبرگی ایجاد می‌گردد. اینها مشخص‌ترین علایم د ر تشخیص کمبود پتاسیم هستند. شروع کمبود پتاسیم معمولاً به وسیلة کلروز حاشیه‌ای به سمت تاول‌های قهوه‌ای و سبز چرمی خشک بر روی برگ‌های تازه بالغ شده، شرح داده می‌شود. این وضعیت به وسیلة افزایش داغدیدگی بین رگبرگ‌ها و / یا پیشرفت نکروز از لبة برگ به رگبرگ در هنگام افزایش تنش، دنبال می‌شود. در مراحل پیشرفتة کمبود، بیشتر منطقة بین رگبرگی نکروتیک شده، رگبرگ‌ها سبز باقی می‌ماند و برگ‌ها پیچیده و دندانه دار می‌شوند. در برخی گیاهان از قبیل حبوبات و سیب زمینی، علایم اولیة کمبود، نقاط سفید یا خالدار شدن پهنک برگ می‌باشند. در مقایسه با کمبود نیتروژن، کمبود پتاسیم بازگشت ناپذیرتر است حتی اگر به گیاهان پتاسیم بدهیم. چون پتاسیم در گیاه بسیار متحرک است، در کمبودهای شدید، علایم فقط روی برگ‌های جوان ظهور می‌یابند. کمبود پتاسیم ممکن است در صورت وجود سدیم، بسیار کم جلوه کند به طوری که با افزودن سدیم، گیاهان دچار کمبود پتاسیم، بسیار شاداب‌تر از گیاهان بدون کمبود ‌شوند. در بعضی گیاهان، بیش از 90 درصد نیاز پتاسیم می‌تواند به وسیلة سدیم جبران شود بدون اینکه هیچ گونه کاهشی در رشد پدید آید.

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:47  توسط محمد روزخوش  | 

اویارسلام ارغوانی

نام انگلیسی: Purple nutsedge

نام علمی: Cyperus rotundus

 

اویارسلام زرد

نام انگیسی: Yellow nutsedge

نام علمی: Cyperus esculentus

به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، اویارسلام ارغوانی خطرناکترین و بدترین علف‌هرز دنیا می‌باشد. اویارسلام ارغوانی یک علف‌هرز چند ساله با یک سیستم گسترده ریزوم‌ها و غده‌های زیر‌زمینی است. این غده‌ها قادرند هنگامی که شرایط محیطی نامناسب است به حالت خواب باقی بمانند و هنگامی که شرایط مساعد می‌شود اندام‌های هوایی جدید تولید کنند. این علف‌هرز عمدتاً به روش‌های رویشی و غیر جنسی تکثیر می‌یابد، زیرا مقدار جوانه زنی بذور آن بسیار اندک است. از آنجا که اویارسلام ارغوانی به سایه حساس است، می‌توان با محصولاتی که اوایل فصل، رشد می‌کنند بر آن غلبه نمود. اما سایه نمی‌تواند از رشد غده‌ها جلوگیری کند، در نتیجه به این روش نمی‌توان به عنوان یک روش کنترل اتکا کرد. برای پیشگیری از تشکیل غده‌های جدید باید عملیات دیگری را نیز اجرا کرد که از آن جمله می‌توان به حذف فیزیکی علف‌هرز از خاک، آفتاب‌دهی برای از بین بردن غده‌های سطحی، بهبود زهکشی خاک (ایارسلام خاک‌های مرطوب‌تر را بیشتر می‌پسندد)، یا شخم سطحی و مکرر (شخم عمیق باعث می‌شود غده‌های عمق خاک به سطح خاک بیایند وعملیات شخم باید مکرر باشد تا اندام‌های هوایی که در حال رشدند پیوسته از بین بروند و مواد غذایی چندانی در اختیار گیاه برای تولید غده‌های بیشتر وجود نداشته باشد) اشاره کرد.

اثرات رقابتی اویارسلام ارغوانی را اغلب می‌توان با کنترل سریع گیاه در آغاز رشد به شدت کاهش داد و بنابراین امکان استقرار مطلوب را برای گیاه زراعی را فراهم ساخت. بعد از این مرحله، هر اویارسلامی که سبز کند به راحتی در رقابت مغلوب گیاه زراعی خواهد شد. متأسفانه هرگاه اویارسلام ارغوانی در مزرعه حضور داشته باشد ریشه‌کن کردن آن تقریباً غیر ممکن است، در نتیجه این علف‌هرز خسارت بیشماری به محصول زراعی وارد خواهد کرد. اویارسلام زرد نیز در مناطق بسیاری به وفور دیده می‌شود و اغلب در کنار اویارسلام ارغوانی رشد می‌کند
  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:30  توسط محمد روزخوش  | 

خواص داروئی میوه های مختلف:

آلبالو مسكن تشنگي و شربت آلبالو بهترين دارو براي افرادي است كه عطش فراوان دارند .
هسته آلبالو، ضد اسهال و ضد فشار خون است .
آلبالو، اشتها آور بسيار خوبي است.
ضماد و مرهم آلبالو براي باز شدن رنگ رخسار و چهره مؤثر و مفيد است.
مصرف آلبالو براي گرم مزاجان و افرادي كه چربي زيادي در شكم دارند سودمند است.
مصرف البالو براي افرادي كه خارش پوستي دارند مؤثر و مفيد است.
آلبالو خواص گيلاس دارد و مصرف آن اعصاب را آرامش مي دهد ولي در هر حال نبايد در مصرف آن زياده روي كرد.
مصرف چند روز متوالي شربت يا مرباي آلبالو براي معالجه نارسايي هاي كبد مفيد است.
شربت يا مرباي آلبالو در معالجه التهاب و ورم كليه و ورم معده و روده مؤثر است.
مصرف جوشانده 30 گرم دم كرده دم آلبالو براي افرادي كه دچار بيماري هاي كليه و مثانه هستند مفيد است، دم آلبالو را به مدت 12 ساعت در آب سرد خيس نموده سپس در يك ليتر اب اضافه كرده و مي جوشانند و صبح و ظهر و شب يك ليوان از جوشانده را مي خورند.
آلبالو براي رفع حرارت و تشنگي و غلظت خون و صفرا مفيد است.

آلبالو میوه ای است خوش طعم که اثر تصفیه کننده خون، ضد سم، مسکن اعصاب و مدر و ملین دارد. در رفع چاقی، درمان تصلب شرایین، تأمین عناصر معدنی بدن و نمو، درمان رماتیسم، نقرس، دفع سنگ کلیه و سنگ های صفراوی، یبوست و غیره اثرات مفیدی ظاهر می کند. در استعمال خارج، مشمع حاصل از له شده میوه هسته دار اگر بر روی پیشانی قرار گیرد، ناراحتی های میگرن را تسکین می دهد و اگر در روی صورت و ناحیه گردن اثر داده شود، موجب تقویت و بهبود پوست می شود. روغن مغز آلبالو در تسکین دردهای رماتیسمی، از بین بردن زگیل و رفع لکه های صورت مؤثر است.

دمگل آن مانند دم گل گیلاس اثر مدر دارد و در بیماری های مختلف دستگاه دفع ادرار مورد استفاده قرار می گیرد.

آلبالو و گیلاس دارای ویتامین های C ،B  ،A  هستندبرای بیماریهای

و  همچون ورم مفاصل –نقرس و روماتیسم بسیار مفید هستند.

افرادی که دچار یبوست هستند آلبالو و گیلاس بخورند که غوغا می کند .

*  مسكن تشنگی است و شربت آلبالو برای رفع عطش بسیار مناسب است.

*    آلبالوی ترش قابض خوبی است و برای درمان اسهال مفید می باشد.

* کاهش دهنده فشار خون و غلظت خون است .

* ضد مواد صفراوی و سنگ کلیه است.

* برای رفع حالت تهوع مناسب است.

* باعث افزایش اشتها می شود ، بنابراین برای افراد لاغر و کم اشتها سودمند است .

* ضماد و مرهم آلبالو برای باز شدن رنگ چهره موثر و مفید است.

* مصرف آلبالو برای گرم مزاجان و افرادی كه چربی زیادی در شكم دارند، سودمند است .

* مصرف آلبالو برای افرادی كه خارش پوستی دارند، موثر است .

* آلبالو خواص گیلاس را دارد و مصرف آن باعث آرامش اعصاب می شود ، ولی در هر حال نباید در مصرف آن زیاده روی كرد.

* برای سوء هاضمه بسیار مفید است .

* مصرف چند روز متوالی شربت یا مربای آلبالو برای معالجه نارسائی های كبد مفید است .

* شربت یا مربای آلبالو در معالجه التهاب و ورم معده و روده موثر است.

* آلبالو به علت داشتن قند لوولوز برای افراد دیابتی مضر نیست. همچنین برای تقویت قدرت باروری مردان مفید است.

 

 

 

 

 

 

 

تلفات ازت در خاك‌هاي كشاورزي :

 

با وجود اثرات مفيد كودهاي شيميايي در افزايش توليد محصولات مختلف زراعي و باغي در صورتي كه استفاده از كودها به همراه آگاهي و علم و چگونگي كاربرد آنها نباشد نتيجه حاصله چندان مطلوب نخواهد بود.

در زمان‌هاي گذشته متخصصان و پژوهشگران علم گياهي غالباً نمي‌دانستند كه از مجموع كودهاي ازته و ازت معدني شده خاك فقط 50% مورد استفاده گياه قرار مي‌گيرد و ممكن است ازت به صورت گاز از خاك خارج و يا اين كه با آب آبياري و باران از خاك خارج شود. منبع اصلي ازت براي گياهان مواد آلي خاك مي‌باشد كه از باقيمانده حيواني و گياهان قبلي حاصل شده و به طور طبيعي و يا در نتيجه عمل انسان به خاك داده شده است.

معمولاً كشت و كارهاي صحيح و اصولي مقدار قابل توجهي از ازت را كه توسط گياه از خاك خارج مي‌شود با افزودن كودهاي آلي و باقيمانده‌هاي گياهي به خاك برگردانده مي‌شود. اگر كود دامي تازه به صورت جامد يا مايع بلافاصله به داخل خاك برده شود نگراني از بابت از دست رفتن ازت وجود نخواهد داشت.

در حال حاضر توصيه جهت حفظ تعادل ازت خاك آن است كه بقاياي گياهي ، كود حيوان و كود سبز به زمين داده شود تا هم ازت خاك متعادل شود و هم مواد آلي خاك باعث بهبود خواص فيزيكي خاك شود. البته اين توصيه‌اي عام نيست. به عنوان مثال زير خاك كردن بقاياي گياهي در نواحي كه بيماري و آفتي غالب وجود داشته باشد توصيه نمي‌شود.

حفاظت و افزايش بازده ازت موجود در خاك در درجه اول بستگي به حفاظت خاك از عوامل فرسايشي، كم‌كردن تلفات به علت شستشو و ممانعت از تشكيل تركيبات ازتي فرار در خاك خواهد داشت. در ارتباط با فرسايش و جلوگيري از آن متأسفانه در كشور ما اقدامات مؤثري انجام نشده و پر شدن سدها، جاري شدن سيل و پيشروي كوير و شنزارها معضلات و دشواري‌هاي فراواني را موجب شده است، هرآينه در ايران جلوي صدمات فرسايش گرفته شود، طبق برآوردها زيان اقتصادي تلفات ازت نصف خواهد شد.

در ايران ميزان تلفات ازت بخصوص در نواحي مرطوب شمال ايران قابل توجه مي‌باشد. در نواحي كه مقدار بارندگي در حدود يك متر و بيشتر است ازت خاك مي‌تواند تا اعماق بيشتر از عمق نفوذ ريشه مهاجرت كند. در اين نواحي كه خاك در اواخر پائيز يخزده نيست بيشترين تلفات ازت انجام مي‌گيرد. زيرا باران فراواني باريده و درجه حرارت آنقدر نيست كه تعريق و تبخير تأثير زيادي در مجموع آب خاك داشته باشد. در اين وضعيت مي‌توان با داشتن پوشش گياهي كه كربن آنها زياد است (به مانند خانواده‌ غلات) از ازت خاك قبل از شستشو استفاده كرد.

در نواحي خشك تلفات ازت ناچيز است مگر در محصولاتي كه آبياري فراواني نياز دارند. برنج از جمله محصولاتي است كه تلفات ازت در آن قابل توجه بوده و روش‌هاي كشت و كار برنج راهايي براي تقليل و كاهش تلفات آبشويي باقي نمي‌گذارد. در نواحي خشك نيز قسمت اعظم تلفات ازت در فصل بارندگي و در غيبت و فقدان پوشش گياهي صورت مي‌گيرد.

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 1:51  توسط محمد روزخوش  | 

تاجریزی  Solanum nigrum

Black nightshade  

گیاهی است یكساله،از خانواده سیب زمینی یا Solanaceae كه از طریق بذر تكثیر می یابد. در بعضی مناطق به ان انگورك می گویند.دارای ساقه راست و تا اندازه ای منشعب و شاخه های گوشه دار كه طول ان به20تا60سانتی متر میرسد.برگهای این گیاه ساده و حاشیه آنها موجدار است. برگها تخم مرغی شكل و در نوك تیز شده اند.

گلهای تاجریزی پنج گلبرگ سفیدرنگ دارد و میوه ان سیاهرنگ است. برگها و ساقه های تاجریزی سولا نین دارند كه كمی سمی است، این ماده در میوه های سبز ان نیز یافت میشود. تاجریزی در مزارع،چغندرقند، نیشكر،پنبه، توتون، باغهای میوه، سبزی و صیفی واراضی بایر دیده میشود.

روشهای کنترل:

برای مبارزه با این گیاه میتوان از علفكش سونالان با امولوسیون33.5درصد به نسبت2لیتر در هكتار قبل از رویش و یا تو-فور-دی پس از سبز شدن علف هرز استفاده كرد.

در مزارع آفتابگردان از اتال فلورالین به میزان3-3.5لیتر در هكتار به صورت مخلوط با خاك و در یك نوبت ویا در مزارع كنجد میتوان از آلاكلر به میزان5لیتر در هكتار بعد از كاشت و قبل از سبز شدن كنجد و در یك نوبت استفاده كرد.

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 1:47  توسط محمد روزخوش  | 


نام انگلیسی:
common purslane
نام علمی :
Portulaca oleracea L.
نام خانواده:
Portulacaceae  

ویژگیهای گیاه شناسی

خرفه (portulaca oleracea) گیاهی یکساله وگرمادوست و چهار کربنه از خانواده خرفه(portulacacea)است. بوته های خرفه علفی،خوابیده و گوشتی بوده وهربوته رشد یافته آن فضایی به قطر حدودا 60 سانتیمتررا اشغال می کند.

ساقه:

دراین گیاه،ساقه ها بدون کرک،گوشتی واغلب قرمزرنگ هستند و طول شاخه های فرعی(اولیه وثانویه)ممکن است به اندازه ساقه اصلی یا حتی بیشترازآن باشد وهمین سبب شده که رشد بوته دایره وارباشد .ساقه های این گیاه چندین بار منشعب می شوند به طوری که ممکن است دفعات انشعاب به هشت بار برسد.

برگها به صورت متناوب یا شبه متقابل آرایش یافته و اغلب در رئوس شاخه ها به صورت مجتمع دیده می شوند.علاوه بر این، برگها بدون کرک،ضخیم،گوشتی،قاشقی شکل با حواشی صاف و بدون دمبرگ می باشند.درازای برگها 28-4میلی متروپهنای آنها

13-2میلیمتراست.گوشوارکها تحلیل رفته به پرز تبدیل شده اند.

گل :

گلها بدون دمگل ومنفرد بوده وبصورت خوشه های انتهایی آرایش یافته اند، وفقط صبح روزهای آفتابی باز می شوند. 

  هرگل دو کاسبرگ گوشتی  ارغوانی مایل به سبز به طول 4میلی متر    به علاوه 6-4گلبرگ زرد رنگ،که کمی از کاسبرگ ها کوتاهترند،و همچنین 12-6پرچم و 6-4 خامه دارد؛و میوه از نوع کپسول است.

میوه  :

بعد از بلوغ،میوه از قسمت میانی به صورت عرضی  کوچکی پوشانیده است ودر قاعده آن زخمۀ سفید رنگی دیده  مشکوفا شده و تعداد زیادی بذر براق سیاه رنگ مایل به قهوه ای را آزاد می نماید. قطر بذر 8/0-5/0 میلیمتر و وزن صد دانه 4/11-5/1میلی گرم است.سطح خارجی بذر را برجستگی های ی شود؛لپه های گیاهچه 5-4 میلیمتر طول و 2-5/1میلیمتر عرض دارند.میانگین درازای محورزیرلپه 16 میلیمتر است.

پراکنش جغرافیایی:

خرفه در سرتاسر نواحی معتدل و گرمسیر دنیا انتشار یافته است.

زيستگاه:

نیازهای اقلیمی:

خرفه بومی آمریکای جنوبی یا افریقای شمالی می باشد.فصل رویش این گیاه به 60  درجه شمالی نمی روید.بذور خرفه برای جوانگرمترین ماههای سال(4-3ماه)محدود می شود.خرفه درمناطق بالاترازعرض جغرافیایی ه زنی به درجه حرارتهای بالا نیاز دارند،دماهای بالاتراز 30 درجه سانتیگراد برای جوانه زنی خرفه مطلوب هستند.بوته های خرفه درمقابل سرما حساس هستند ودرشرایط هوای سرد ازبین می روند.با این حال بذور خرفه در زمستان در 30- درجه سانتی گراد به خوبی زنده می مانند.خرفه مقاومت زیادی به خشکی نشان می دهد،به طوری که با مقدار کمی آب،10 میلیمتردر هر 6 روز ،می تواند به تجمع ماده خشک ادامه دهدخاک:

رشد مناسب در خاکهای سبک فقیر

رشد بیشتر خرفه در خاکهای غنی از عناصر غذایی و همچنین پاسخ مثبت به وضعیت فسفر خاک

بین رشد خرفه وغلظت ازت خاک رابطه خطی مثبت وجود دارد.

تراکم جمعیت خرفه در بسترهای هموارو یکنواخت بیش از بسترهای ناهموار خواهد بود

.رشد و نمو:

مورفولوژی:

بر خلاف بسیاری از گیاهان خشکی پسند دیگر،خرفه روزنه هایش را در مدت روز باز نگه می دارد.

برابر بودن تراکم روزنه ها(36 روزنه در میلیمتر مربع) دربشره های فوقانی و زیرین برگ خرفه(ونگریس و همکاران،1972 )

ویژگیهای خرفه برای سازش به خشکی : دارا بودن کوتیکول های ضخیم،روزنه های نسبتا کوچک، بافتهای ویژه ذخیره آب در ساقه و برگها،نسبت کوچک سطح به وزن و ریشه های بسیار منشعب همراه با تعداد زیادی ریشه ثانویه افشانکه در نزدیکی سطح خاک گسترش دارند.

ریشه خرفه در محیطی به قطر 153 سانتی متر گسترش دارد.

مزوفیل برگ خرفه از بافت آبکی تشکیل شده که به تقریب فاقد کلروفیل بوده و به ذخیره آب می پردازد.

بوته های خرفه وقتی با تنش آب مواجه می شونداقدام به ریزش برکهای خود می کنند.

فیزیولوژی:

خرفه گیاهی c4 بوده و همانند سایر گیاهان c4 دارای اختصاصاتی از قبیل :تنفس نوری کم،اشباع فتوسنتزی در شدت های زیاد نور،حساسیت به درجه حرارتهای کم و مصرف پربازده رطوبت را داراست.

خرفه در دوره پیری فعالیت تنفس  c4کمی داشته و در این دوره تنفس c3 آن افزایش می یابد.

فنولوژی:  ظهور گیاهچه های خرفه از اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد ماه شروع شده زمانی که دمای هوا از30 درجه سانتیگراد بالاتر رفته باشد .در ضمن رویش گیاهچه های خرفه درماههای تیر،مرداد واوایل شهریورادامه مییابد. بوته های خرفه 6-4 هفته پس از سبز شدن وارد مرحله گلدهی شده و 16-14 روز پس از شروع گلدهی بذرها بالغ می شوند. خرفه یک گیاه روز کوتاه به شمار می رود .

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 1:6  توسط محمد روزخوش  | 

انواع خواب

آمن (۱۹۶۸) سازوکار (Mechanism) خواب را در پاره‌اى از گونه‌ها به‌شرح زير تقسيم‌بندى کرد:

۱. جنين نارس: مثل گونه‌هائى از خانواده ثعلب (Orchideacae spp).

۲. نفوذناپذيرى پوسته بذر: مثل خانواده بقولات (به آب) و گندميان (به اکسيژن).

۳. پوسته بذرى که از نظر مکانيکى مقاوم است. مثل پاره‌اى از گونه‌هاى خانواده گندميان و گونه‌هائى از فندقه‌هاى آجيلي.

۴. فيزيولوژيکى در بسيارى از گونه‌ها بذر داراى عوامل بازدارنده بوده و يا دربردارنده ذخايرى از مواد تحريک‌کننده رشد در کيسه جنين، پوسته بذر و يا پوشينک‌هاى روى ميوه مى‌باشد که براى شروع فرآيندهاى حياتى جوانه‌زنى کافى نيست.

فرآيندى که سبب مى‌شود بذر قدرت جوانه‌زنى پيدا کند به پديده پس‌رسى مربوط است، اين پديده ممکن است در زمان رسيدن بذر بر روى گياه مادري، خشک شدن در انبار يا فقط با گذشت زمان در انبار خشک صورت پذيرد. از طرف ديگر پديده پس‌رسى ممکن است نياز به سرماى طولانى يا شرايط پيچيده‌ترى از قبيل درجه حرارت‌هاى متناوب، چرخه‌هاى پرتودهي، وجود نمک‌ها، شستشوى بذرها و يا برداشتن پوسته روى بذر داشته باشد. اين عوامل فقط بر روى بذرهائى که آب جذب کرده‌اند، مؤثر است.

جنين‌هاى نارس که معمولاً در بذرهاى گياهان انگلى از قبيل علف جادو (String lutea)، يافت مى‌شود احتياج به محرک ميزبان دارد. عقيده بر اين است که هورمون سيتوکينين‌ گياه ميزبان محرک لازم براى اين منظور مى‌باشد. در بعضى از گونه‌ها جنين مى‌تواند در انبار يا در طول دوره جوانه زدن برسد.

وجود پوسته بذر سخت در بذرهاى خانوادهٔ بقولات عامل اصلى دوره خواب مى‌باشد (اشکال ۱۳-۹ و ۱۴-۹) در اين بذور، نفوذناپذيرى نسبت به آب نتيجه دو عامل مى‌باشد که عبارتند از: ۱. پوسته بذر با لايه‌اى از سلول‌هاى متراکم اسکلوروئيد مالپيگى (Scleroid malpighian)، (که به‌طور قائم بر پوسته بذر بقولات قرار گرفته) که به‌همراه ترکيبات فنلى يا مواد آب گريز ديگر (آمن ۱۹۶۳، ايوانارى ۱۹۴۹). ۲. بسته شدن منافذ طبيعى در پوسته بذر (اين منافذ شامل سفت، بند و ناف و يک فرورفتگى زيربند و سفت شامل مى‌باشد) اولورا و همکاران (۱۹۸۲) نتيجه گرفتند که عامل اصلى سخت شدن بذر در گياه ليوکانا (نوعى از بقولات) بسته بودن فرورفتگى زيربند و سفت مى‌باشد. اين ساختمان‌ها هنگامى که ميزان رطوبت در خارج بذر کمتر از داخل بذر باشد بسته شده و اين مسئله سبب خروج رطوبت از بذر مى‌شود.

تيمارهاى زيادى را مى‌توان به‌منظور شکستن خواب بر روى بذور سخت انجام داد. (جدول اعمالى که براى پس‌رسى و شکستن خواب بذرها انجام مى‌شود) اسيدها و بازهاى قوى مى‌توانند در شکستن خواب مؤثر باشند اما به بذر هم صدمه مى‌زنند. حرارت ۱۰۰ درجه سانتى‌گراد براى ۵/۱ دقيقه که توسط لامپ ۲۵۰W مادون قرمز يا آب داغ ايجاد شود در کاهش ميزان سختى بذر بسيار مؤثر است. تيمار با آب داغ (۱۰۰ درجه سانتى‌گراد) براى مدت ۵ تا ۲۰ ثانيه سبب باز شدن ناف (فرورفتگى بند و سفت) گياه ليوکانا شده و در نتيجه، بسته به‌نوع رقم، ۹۵ تا ۱۰۰% بذرها جوانه زدند. خراش دادن (سائيدن مکانيکي، تيمار با اسيد يا آب داغ) باعث مى‌شود دريچهٔ ناف از بين رفته و قابليت نفود بذر زياد شود. عمل خراش دادن هميشه سودمند نيست زيرا سختى متوسط پوسته بذر، در گياهان علوفه‌اى مقيد مى‌باشد. پديده پس‌رسى به‌طور طبيعى نيز در اثر عواملى از قبيل يخ و ذوب شدن‌هاى مکرر، آبگيرى و آبدهى‌هاى متوالي، خوراک حيوانات شدن، فعاليت ميکروبى و يا ذخيره در انبار به‌وجود مى‌آيند.

جدول اعمالى که براى پس‌رسى و شکستن خواب بذرها انجام مى‌شود.

گونه‌ها

اعمالى که پس از برداشت جهت تحريک جوانه زدن انجام مى‌شود.

ملاحظات

مرجع

يونجه (Medicago sativa)

خراش: سائيدن، حرارت اسيد، الکتريسيته، سوراخ کردن پوست بذر، عوامل حياتى

ممکن است براى بقولاتى که داراى بذر سخت و غيرقابل نفوذ نسبت به آب (از نظر زراعي) مى‌باشند، مفيد باشد. بذور سخت به‌طور طبيعى در خاک نرم مى‌شوند.

دکستر ۱۹۵۵

علف برنج وحشى (Oryzospsis hymenoides)

خراش با اسيد

تنها راه مؤثر - پوسته بذر داراى بازدارنده ABA است.

مک دونالد و جان ۱۹۷۷

هلو (Perricum malum)

سرما دادن بذور

خواب جنين، نياز به ۷۵۰ واحد سرما در ۱۰-۶ درجه سانتى‌گراد تا برداشتن سرما و يا حذف لپه‌ها مى‌باشد.

توکى و کارلسون ۱۹۴۵

توق (Xanthium pennsylvanium)

کينتين، اکسيژن زياد

بذرهاى بالائى در خواب هستند، در ۱۰۰% اکسيژن درجه حرارت ۳۳-۳۰ درجه سانتى‌گراد جوانه زدن ۱۰۰% مى‌باشد.

کراکر ۱۹۰۶، جان و آلبرشت ۱۹۵۰

يولاف وحشى (Avena fatua)

اکسيژن زياد

نور قرمز و کينتين اثر مواد بازدارنده را خنثى مى‌کنند. کينتين جاى نور قرمز را نمى‌گيرد.

کوپلند ۱۹۶۷

-

نور قرمز

جيبرلين در خيلى از گونه‌ها جاى نور و درجه حرارت را مى‌گيرد.

تول و هندريکس ۱۹۵۶

-

اسيد جيبرليک

GA سبب فعال شدن و توليد مالتاز مى‌شود.

بانر و رانر ۱۹۶۵

-

نيترات پتاسيم

اکسيژن بالا و H۲O۲ بالا و سوراخ کردن پوسته بذر مؤثر است.

هى ۱۹۶۷

-

کندم پوشينک‌ها نيترات پتاسيم

مؤثر است

هندريکس ۱۹۵۶

کاهو (Lactuca sativa)

اتيلن، GA، انبار کردن در شرايط خشک نور قرمز

رقمى که تازه بذر آن برداشت شده فورى در انبار خشک بيدار مى‌شود.

بلاک ۱۹۵۹ و ناى لورنورو ۱۹۵۹

-

تيواوره

نور و GA اثر آن را بيشتر مى‌کند و جايگزين نور و حرارت‌هاى پائين مى‌گردد.

بوتورک ۱۹۵۴

چمن چند ساله (Poa pratensis)

درجه حرارت متناوب و نور

-

پل جاکوف و ميبر ۱۹۵۸ و توکى و کارلسون ۱۹۴۵

پنجه‌مرغى (Cynodon dectylon)

اکسيژن کم

-

مورينگا ۱۹۲۶

اگروستيس (Agrostis palustris)

درجه حرارت و نور متناوب

طول مدت حرارت دهى براى بسيارى از گونه‌ها مهم است. نور قرمز همراه با درجه حرارت بالا نيز مؤثر است. واکنش اندک دو رقم در درجه حرار‌ت‌هاى مرزى انجام مى‌گيرد.

تول و کچ ۱۹۷۷

فستوکا (Festuca arundinacea)

درجه حرارت پائين جوانه زدن

بذر در درجه حرارت ۳۵ درجه سانتى‌گراد براى ۷ روز در درجه حرارت‌هاى پائين باعث تحريک جوانه‌زنى مى‌شود.

دانيلسون و تول ۱۹۷۶

گرامينه‌هاى کويرى

شستن با آب

شستن با باران‌هاى زمستانه

ويگيز ۱۹۵۵

(Agrostis tenuis)

نمک‌هاى N و KNO۳

در آزمايشگاه‌هاى بذر بيشتر استفاده مى‌شود. محلول ۱/۰ تا ۱% مفيد مى‌باشد. در درجه حرارت‌هاى پائين باعث تحريک جوانه‌زنى مى‌شود.

گاد ۱۹۵۵

برنج وحشى (Zizania palustris)

آب سرد و انبار بيشتر از ۱۰۰ روز

ABA، بازدارندهٔ جنين و فرابر (پريکارپ)

آلبرشت ۱۹۷۹

پوسته بسيارى از بذرها از قبيل بذرهاى چمنى و برخى از علف‌هاى هرز مثل علف سوزنى (Needle grass) و علف برنج هندى (Oryzospsis hymenoides) نسبت به اکسيژن غيرقابل نفوذ هستند. در علف برنج هندى پوشينک‌ها به‌عنوان سدى در مقابل اکسيژن عمل مى‌کنند. در اين بذرها ۷ سال پس از برداشت بذر، جوانه زدن به ۷۲% بالغ گشت. اگر بذور را پس از قرار دادن در محلول KNO۳، سرما دهند. جوانه‌زنى تقريباً به‌طور کامل تحريک مى‌شود. توق و يولاف وحشى نمونه‌هاى از بذرهاى در حال خواب هستند که علت خواب آنها عدم نفوذ اکسيژن است.

بذر توق يک ميوه خشک ناشکوفا است که داراى دو نوع دانه است. دانه پائينى به‌راحتى جوانه مى‌زند ولى دانه بالائى براى سال‌ها در خواب با باقى مى‌ماند. علت خواب آن است که مکش اکسيژن در اطراف آن کم است. پوشينک‌هاى روى يولاف وحشى هم سبب کاهش مکش اکسيژن مى‌شود. لذا اگر پوسته بذر اين دو نوع گياه را برداريم به‌راحتى جوانه مى‌زنند.

برخلاف بذرهاى سخت، بذرهائى که پوسته آنها داراى مقاومت مکانيکى است به‌راحتى مى‌توانند آب جذب کنند. اما متورم شدن و رشد جنين در آنها کندتر پيش مى‌رود. بذرهاى بعضى از گياهان چمنى و گونه‌هائى که داراى ميوه بذرى با پوست سخت (ميوه‌هاى تک‌دانه با پوسته چوبي) هستند، پوسته‌هاى آنها به‌طور مکانيکى از ظهور جنين جلوگيرى مى‌کند. اگر بذرهائى که داراى پوسته سخت هستند براى مدت زيادى در انبار مرطوب قرار گيرند، پوسته سخت آنها نرم شده و سپس رسيدگى در آنها انجام مى‌گيرد. مثلاً اگر گردو سياه (Juglans nigra)، را براى مدت چند هفته در انبار مرطوب در درجه حرارت ۵-۲ درجه سانتى‌گراد قرار دهيم، قابليت جوانه‌زنى پيدا مى‌کنند. به‌‌ظاهر، اين‌گونه‌ها داراى دو سازوکار خواب هستند: ۱. پوسته بذر مقاوم از نظر مکانيکي، ۲. جنين نارس (نارس فيزيولوژيکي). همچنين معلوم شده است غلاف گردو داراى يک بازدارنده رشد به اسم (جوگلان) مى‌باشد که سومين مکانيسم خواب در گردو سياه است. وقتى اين گردو در محل مرطوب انبار مى‌شود اين ماده در آب حل شده از بين مى‌رود. اکولوژى گونه‌هائى که ميوه‌هاى تک‌دانه با پوسته چوبى دارند و حيوانات کوچکى که سبب دفن اين دانه‌ها مى‌شوند با يکديگر عجين شده است، به‌طورى که عمل دفن ميوه‌ها سبب پراکنده شدن اين دانه‌ها و نرم شدن پوسته بذر و خراش خوردن در طول دوره زمستان مى‌شود.

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 1:1  توسط محمد روزخوش  | 

 

Amaranthus retroflexusتاج خروس                                         

 تاج خروس

مقدمه.

گونه های علف هرز مختلفی از جنس تاج خروس وجود دارند که در فعالیت های کشاورزی اختلال ایجاد می کنند. یکی از مهمترین این گونه ها تاج خروس وحشی (Amaranthus retroflexus) می باشد که شدیدا با گیاه زراعی رقابت کرده، محصول را کاهش داده و عمل برداشت را با مشکل مواجه می کند. (از منبع شماره10).شناسایی این گونه به خصوص در مراحل اولیه رشدی بسیار دشوار است زیرا تاج خروس وحشی در این مرحله شباهت زیادی به دیگر گونه ها دارد. اما پس از رشد اولیه، تشخیص آن ساده تر می گردد. در این تحقیق سعی شده است تا مشخصات اصلی گیاه در رشد اولیه و رشد کامل ذکر شود تا با استفاده از این ویژگی ها بتوان گیاه را شناسایی نمود. 

گیاه تاج خروس وحشی در رده بندی گیاهی به صورت زیر قرار می گیرد:

سلسله: گیاهان

شاخه: ماگنولیوفیتا

رده: ماگنولیوپسیده

راسته: کاریوفیلال ها

خانواده: آمارانتاسه = تاج خروس

جنس: آمارانتوس = تاج خروس

گونه: رتروفلکسوس = تاج خروس وحشی. (6).

 مشخصات گیاه شناسی.

نام علمی: Amaranthus retroflexus

نام انگلیسی: Redroot Pigweed و Redroot Amaranth

Common Amaranth و

نام فارسی: تاج خروس وحشی.

بذر (Seed): گرد تا بیضی، به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه براق بوده و صاف می باشد. (3).

گیاهچه (Seedling): ساقه در قسمت زیر کوتیلدون (برگ بذری) فاقد کرک بوده و یا دارای کرک های کوچک و ظریف می باشد. رنگ ساقه در گیاهچه و به خصوص در نزدیکی طوقه متمایل به قرمز است. برگ های کوتیلدونی نیز بسیار کوچک بوده (10 تا 12 میلی متر طول) و سطح فوقانی آنها سبز تا صورتی می باشد. اولین برگ های حقیقی حالت متناوب داشته و تخم مرغی شکل می باشند. کرک نیز ممکن است در سطح یا حاشیه برگ ها وجود داشته باشد که تراکم این کرک ها در کنار رگبرگ ها زیاد تر است. این گیاه دو لپه می باشد. (8).

برگ (Leaf): برگ ها به صورت متناوب و تخم مرغی شکل بوده و طول دمبرگ آنها تا 2/1 اینچ (حدود 3 سانتیمتر) می رسد. حاشیه برگ به صورت موج دار است و کرک ها بیشتر در طول رگبرگ ها و در سطح زیرین برگ وجود دارند. طول برگ 7 تا 11 سانتیمتر و عرض آن به 3 تا 6 سانتیمتر می رسد. این گیاه پهن برگ می باشد. (5 و 8).

ساقه (Stem): رنگ آن سبز بوده و زبر و خشن می باشد. ارتفاع آن معمولا تا یک متر رسیده ولی ممکن است تا 2 متر نیز رشد نماید. در نزدیکی طوقه رنگ ساقه قرمز بوده و به خصوص در ارتفاع بالاتر ساقه دارای کرک می باشد. ساقه قوی، افراشته، تک شاخه و یا منشعب می باشد. (3 و 8).

ریشه (Root): ریشه اصلی این گیاه قوی و عمقی بوده و در نزدیکی سطح خاک معمولا دارای رنگ صورتی است. (8).

میوه (Fruit): میوه ناشکوفا بوده و طول آن تا 2 میلیمتر می رسد. درون هر میوه یک بذر سیاه براق وجود دارد. (8).

گل (Flower): به صورت کوچک، سبز رنگ و ناپیدا بوده که به تعداد زیاد و متراکم در خوشه انتهایی ظاهر می شود. طول این خوشه (سنبله متراکم) 5 تا 20 سانتیمتر است. البته گل آذین های کوچکتری نیز در زاویه بین ساقه و دمبرگ وجود دارند. گل های نر و ماده هر دو روی یک گیاه قرار داشته (تک پایه) و گرده افشانی توسط باد انجام می گیرد. (8)

فصل سه: پراکنش، عادات، نیاز های رشدی و چرخه زندگی. پراکنش (Distribution): این علف هرز یکی از علف های هرزی است که در تمام نقاط دنیا پراکنده شده است. به عنوان مثال در اروپا، امریکای شمالی و جنوبی، استرالیا و ... وجود آن برای کشاورزان مشکل ساز می باشد. در کشور ما نیز این علف هرز در استان های تهران، خراسان، فارس، کرمانشاه، همدان، کردستان، قزوین، آذربایجان، ایلام، خوزستان به وفور مشاهده می شود. (3و5).

عادات رشدی (Growth habits): گیاهی یک ساله و تابستانه است که به مقدار بسیار زیادی تولید بذر می نماید. ساقه آن بلند و افراشته است اما در برخی شرایط قادر است تا در هنگامی که تنها چندین سانتیمتر طول دارد نیز بذر بدهد. اکثرا در خاک های تحت کشت رشد کرده اما در باغات، خزانه ها، مراتع، کنار جاده ها و ... نیز رشد می کند. اندام هوایی این گیاه مستحکم و پر قدرت و اکثرا ً پوشیده از کرک بوده و ریشه آن نیز بسیار کارآمد و به رنگ قرمز است. (8 و9). نیازهای رشدی و گیاهان زراعی: خاک هایی با زهکشی مناسب و حاصل خیزی مطلوب برای این گیاه بستر رشد مناسبی را ایجاد می کنند. از آنجایی که از گیاهان 4 Cاست به نور زیاد و گرما و رطوبت نیاز دارد تا رشد بهتری انجام دهد. این گیاه در صورتی که در خاک مقدار زیادی کود شیمیایی وجود داشته باشد ممکن است سمی شود. تاج خروس در مزارع سیب زمینی، پیاز، ذرت، گوجه فرنگی، فلفل و چغندر قند رقابت شدیدی را محصول اصلی انجام می دهد. این گیاه هم در خاک های اسیدی و هم قلیایی رشد می کند. (4). چرخه زندگی (Life cycle): از گیاهان تابستانه بوده و جوانه زنی آن در اواخر بهار، گلدهی آن در اواسط تا اواخر تابستان و رسیدگی بذر آن نیز در اواخر تابستان تا پاییز صورت می گیرد. (1).

نکاتی پراکنده پیرامون تاج خروس وحشی و موارد مصرف آن.

در شرایط عادی این گیاه به هیچ وجه سمی و خطرناک نمی باشد اما اگر خاک منطقه غنی از ازت باشد، نیتروژن به مقدار زیادی در برگ های این گیاه تجمع می یابد. وجود این مقدار زیاد ازت می تواند در بروز برخی بیماری ها مثل سرطان معده، سندرم کودکان آبی رنگ و ... موثر باشد. ریشه عمقی آن قادر است تا مواد غذایی را از اعماق خاک به سطح منتقل نماید. (4).

مصرف خوراکی: در برخی نقاط برگ های این گیاه به صورت خام یا پخته مانند اسفناج مصرف می شود. اگر گیاه مقدار کافی آهن دریافت کرده باشد می تواند منبع مهمی برای ویتامین های A و C باشد. از گیاهان تازه جوانه زده نیز می توان در تهیه سالاد استفاده نموده و بذر خام یا پخته این گیاه نیز پودر شده و به عنوان جایگزین غلات مصرف می گردد. اگر چه که بذر این گیاه ریز می باشد اما برداشت آن دشوار نبوده و بسیار مغذی می باشد. (4).

مصرف دارویی: به خصوص از برگ های این گیاه برای درمان ضخم معده، اسهال و گرفتگی سینه به صورت چای یا دم کرده استفاده می شود. (4).

 مصرف به عنوان علوفه: در صورتی که گاو یا خوک مقدار زیادی از این گیاه را به صورت تازه و به مدت 5 تا 10 روز مصرف کند، اثراتی در "کلیه" دام دیده می شود. البته در حالت عادی اثراتی از مسمویت زایی در این گیاه دیده نشده است، اما در صورت وجود مقادیر زیاد ازت در خاک ، نیترات در بافت های گیاه تجمع یافته و برای دام خطرناک می شود. (7).البته این گیاه هنگامی که رشد زیادی کرده باشد به علت داشتن کرک های زیاد و بافت خشن برای دام ها خوش خوراک نیست. بذر این گیاه به همراه پوست دارای 18 درصد پروتئین می باشد. نسبت مواد موجود در گیاه تاج خروس نابالغ به شرح زیر است. (7).

خاکستر:  8/18 درصد

فیبر خام:  8/10 درصد

عصاره عاری از ازت: 2/43 درصد

پروتئین:  7/25 درصد

مصارف دیگر: بذر تولید شده توسط این گیاه منبع غذایی مهمی برای پرندگان می باشد. از طرف دیگر از تمام بافت این گیاه می توان رنگ های زرد و سبز را بدست آورد. (4).

کنترل شیمیایی تاج خروس وحشی.

برای کنترل علف هرز تاج خروس وحشی در مزارع مختلف از علف کش های مختلفی استفاده می شود. همان طور که گفته شد این علف هرز در مزارع گیاهانی همچون ذرت، چغندر قند، سیب زمینی و ... رشد کرده و به رقابت با گیاه اصلی می پردازد. از آنجایی که تاج خروس وحشی از پهن برگ ها می باشد می توان از پهن برگ کش های مختلفی برای کنترل آن استفاده نمود که در زیر به معرفی برخی از آنان می پردازیم.

در کشور ما تنها دو علف کش پهن برگ کش برای استفاده در مزارع ذرت ثبت شده است که شامل آترازین و توفوردی می باشد. آترازین از بازدارنده های فتوسنتز در فتوسیستم دو بوده و نام تجاری آن گزاپریم می باشد و یک علفکش پیش کاشتی است (خاک مصرف). توفوردی نیز یک اکسین مصنوعی با نام تجاری یو 46 دیفلوئید است (پیش رویشی). اگر چه که این دو علف کش محل عمل متفاوتی دارند اما خطر مقاوم شدن علف های هرز نبست به آترازین زیاد بوده و اگر در منطقه ای این مقاومت ایجاد شود تنها گزینه ممکن توفوردی خواهد بود. (2).

در زراعت سیب زمینی تنها دو علف کش دو منظوره (باریک برگ و پهن برگ کش) در کشور به ثبت رسیده است که شامل پاراکوات و متری بوزین می باشد. پاراکوات با نام تجاری گراماکسون، یک علفکش پس رویشی و بازدارنده فتوسیستم یک است. متری بوزین نیز دارای نام تجاری سنکور بوده، بازدارنده فتوسیستم 2 و در سیب زمینی به صورت پس رویشی مصرف می شود. (2).

مقاومت تاج خروس نسبت به علفکش های شیمیایی.

مصرف بدون دقت علفکش ها در دهه های اخیر سبب مقاوم شدن برخی علف های هرز به برخی از علفکش ها شده است. این حالت اکثرا در مواقعی روی می دهد که یک یا چند علفکش با محل عمل مشابه چندین سال در محلی خاص مورد مصرف قرار گیرند. این عمل باعث ایجاد فشار انتخاب شده و بوته های حساس به علف کش از بین رفته و بوته های دارای ژن مقاومت در محیط غلبه می یابند.

اولین نمونه بروز مقاومت در علف های هرز مربوط به دهه 1960 در امریکا می باشد که علف هرز Senecia vulgaris نسبت به علف کش های گروه تریازین مقاومت نشان داد. تاج خروس وحشی نیز یکی از گونه هایی است که نسبت به علف کش ها و گروه تریازین مقاومت نشان داده است. از عوامل این ایجاد مقاومت می توان به نداشتن تناوب در کشت گیاهان و مصرف مداوم علف کش های با محل عمل مشابه و نیز عدم استفاده از دیگر روش های کنترلی همچون روش مکانیکی اشاره نمود. (11).

کنترل علف هرز تاج خروس مقاوم به علف کش، نیازمند مدیریتی خاص است. استفاده از روش مدیریتی تلفیقی علفهای هرز یکی از کارآمد ترین روش ها در مبارزه با علف های هرز مقاوم است. در مبارزه تلفیقی لازم است تا از روش های زراعی، بیولوژیکی، مکانیکی و شیمیایی و ... به طور همزمان استفاده شود. البته به هیچ عنوان نباید از علفکشی که باعث بروز مقاومت شده در کنترل همان علف هرز استفاده شود.

منابع:

1) راشد محصل م. ح.، نجفی ح. و م. اکبرزاده. 1380. بیولوژی و کنترل علف های هرز. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 350 صفحه.

2) زند، الف.، م.ع. باغستانی، م. بی طرفان و پ. شیمی. 1386. راهنمای علف کش های ثبت شده در ایران. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. 66 صفحه.

3) بی نام. نرم افزار علف های هرز ایران. 1381. تهیه شده به سفارش دفتر خدمات و تکنولوژی آموزشی وزارت جهادکشاورزی

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 0:52  توسط محمد روزخوش  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM